جوابیه به نظرات ارسالی

 

 

 اينها نظرات ارسالي  بعضي از دوستان ما در ادارات شهر هستند  كه براي وبلاگ صداي بالاگريوه ارسال شده است

 

 

با سلام

ببخشید با ادب بزار من هم معنای خلع ید را برات بهتر بگم

خلع ید یعنی قطع ریشه کسانی که خود بنام مردم ادارات پلدختر را آتش زدند !!

خلع ید یعنی کسانی که باید جلوی آتش سوزی و جنگلها وتبدیل آنها را به ذغال بگیرند اما خودشان  ذغال می فروشند

خلع ید یعنی کسانیکه اسم اصولگرا را یدک می کشند اما در محافل خصوصی می گویند ما در عمرمان نماز نخوانده ایم

ذغال فروش راستی این زمین هایی که بیت المال برگردوندی کجا هستند ؟

 

               و حالا چند سوال

 

۱ - چه كساني براي مردم پلدختر پرونده سازي مي كردند ؟

۲ - تفاله هاي انحصار طلب ؟

۳ - ۵ كلاس سواد ؟

۴ - قاچاقچي برنج ؟ كدوم محصول مورد استفاده شما قاچاق نيست ؟ حداكثر يك مورد نام ببر ؟

۵ - معاملات پشت پرده ؟ تو را به قرآن هر چي پشت پرده ميدوني رو بيار جلوي پرده

۶ - ۶۰۰ هكتار گري بلمك ؟ پسر عموي ما ؟ اقوام ما ؟ تو را به خدا اسم اين اقوام و پسر عموي ما رو هم نام ببر تا ما بشناسيمش

 

به زودي ip و همچنين يوزر و پسورد و شماره تلفن هاي مورد استفاده دوستاني كه اين  نظرات رو ارسال كرده اند جهت روشن شدن اذهان عمومي در سايت قرار داده مي شوند

 

با تشكر

 

مديريت وبلاگ صداي بالاگريوه

 

 

 

 

 

 

آدرس سايت صداي بالاگريوه

 

 

 

 

 

"شروع به کار سایت خبرگزاری صدای بالاگریوه"

 

"این وبلاگ به این آدرس انتقال پیدا کرد "

 

http://www.poldokhtar.com

 

 

 

 

 

واكاوي عملكرد مسؤلين شهرستان پلدختر (آب و فاضلاب ) (قسمت اول )


 

رازي كه بر غير نگفتيم و نگوئيم                              با دوست بگوئيم كه او محرم راز است

شرح شكن زلف خم اندر خم جانان                          كوته نتوان كرد كه اين قصه دراز است

 

بعد از چند روز از واكاوي عملكرد دانشگاه آزاد اسلامي و استقبال مردم از طرح اين نوع ديدگاه و نظرات در سطح جامعه ، بر آن شديم كه طبق وعده خود عملكرد مدير بعدي نماينده شهرمان را مورد نقد و بررسي قرار دهيم كه به دليل درخواست هاي مكرر مردم در خصوص چند اداره به نقد و بررسي يكي از مهمترين و زير بناييترين ادارات شهرستان يعني آب و فاضلاب شهر پلدختر مي پردازيم

 پس از انتخابات بهمن 1386 و به دنبال تعويض مديران شهر يكي پس از ديگري ، نوبت به آبفاي پلدختر رسيد. پس از بررسي گزينه هاي احتمالي ( كه البته يك گزينه بيشتر نبود ) قرعه از پيش تعيين شده به نام عبد الله پوركائيد افتاد . پس از معرفي نامبرده به مدير كل آبفاي استان جناب آقاي دالوند ، مديريت آبفاي استان ضمن اعلام مخالفت با اين شخص ، اعلام كرد كه شخص ديگري را معرفي نمائيد.

اصرار نماينده بر گزينه خود سبب شد كه دليل مخالفت مديران استان با اين شخص روشن شود كه آن چيزي نبود جزء سوابق نامبرده در شهر كه شهره عام و خاص است .بعد از اينكه نماينده شهر نتوانست گزينه خود را براي تصدي اداره آبفا بر كرسي بنشاند مجبور شد كه از بين بد و بدتر،  بد را انتخاب كند ( البته به زعم خود) . در نهايت آقاي سقايي دريكوند به عنوان رئيس آبفا پلدختر منصوب گرديد.

 در بدو شروع فعاليت نامبرده آقاي عبدالله پوركائيد كه در آن زمان مسئول انبار داري اداره آبفاي پلدختر بود به همراه 2 نفراز كاركنان به نام هاي درويشي و قهرماني شروع به فشار بر رئيس اداره نمودند. متاسفانه نامبردگان در بدو كارشروع به تحريك مردم بر ضد آقاي سقايي دريكوند نمودند كه البته موفق نبودند.

 پس از كش و قوس هاي فراوان و با درگيري هاي فيزيكي درست شده توسط نامبردگان ، جناب آقاي سقايي دريكوند عطاي كار در اين شهر را به لقاي آن بخشيد و رفتني شد. نماينده شهرمان كه در اين فرصت بوجود آمده نهايت استفاده را برد و پوركائيد را به اين سمت منصوب كرد.

 متاسفانه در يك اقدام بي سابقه شخصي را به عنوان مدير انتخاب نمود كه مدرك تحصيلي اش ديپلم است و از نوشتن يك نامه ساده اداري هم عاجز است .با وجود كارشناسان متعدد داراي مدرك كارشناسي و داراي پستهاي مسئوليت واحد ، اصرار نماينده بر انتصاب مديري با مدرك ديپلم و سابقه تنها انبارداري در آن اداره غير منتظره و غير قابل پيش بيني بود. ( مثل حركتهاي فيليپو اينزاگي مهاجم گريزپاي ميلان كه حركتهاي او نيز همانند نماينده شهرمان غير قابل  پيش بيني است)

 مزد زحمات آقاي قهرماني ( يكي از همراهان پوركائيد) به دليل فشار بر رئيس اسبق و همراهي رئيس جديد با وجود عدم مدرك تحصيلي و سازماني با دادن پست جانشين رئيس اداره داده شد.موضوعي كه بيشتر از همه در اين اداره به چشم مي آيد نقش بازاريابي مدير اداره است البته نه براي آبفاي پلدختر بلكه براي بيمه ايران به نمايندگي همسرش . رئيس آبفا با توجه به شبكه شدن بيمه ايران با استفاده از امكانات اداره و در وقت اداري كارهاي مربوط به نمايندگي بيمه را در اطاق كارش انجام ميدهد. نامبرده با توجه به نزديكي به نماينده پلدختر و با استفاده از رانت قدرت شروع به افزايش بازاريابي جهت بيمه نمود. در اين راه شهردار پلدختر كه با لابي نماينده به اين منصب رسيده است استعلامهاي مربوط به بيمه ساختمان را به نامبرده ارجاع ميدهد كه البته در اين كار حق دلالي ( كمي محترمانه حق پورسانت) به جيب شهردار عزيزشهرمان مي رود ( البته شهردار شهرمان هميشه بايد در هر فصل كار يك بمب خبري را منفجر كند ، خبر جلسه امتحان كه فعلا از ذهن مردم پلدختر پاك شدني نيست )ارسال استعلامات مربوط به بيمه ساختمان به اداره آبفا پلدختر به حدي بوده كه نامبرده بعد از انتصاب شهردار به اين سمت شاهد افزايش درآمد در حدود 4 تا 5 برابر بوده است .

 

 

سايت صداي بالاگريوه اسناد بسيار محكمي از همكاري غير قانوني شهردار و رئيس اداره آب و

 فاضلاب در خصوص كارهاي بيمه اي در اختيار دارد كه به موقع منتشر خواهد شد

 

 

 

اقدام غير قانوني فرماندار شهرستان

 

در يك اقدام غيرقانوني فرمانداري پلدختر از شركت هاي خصوصي براي برگزاري مراسم سالگرد ارتحال امام كمك مالي خواست

 

در يك اقدام غيرقانوني، فرمانداري پلدختر با ارسال نامه به شركت ها، نهادهاي خصوصي ومغازه داران اين شهر به بهانه برگزاري سالگرد ارتحال امام خميني از اين شركت ها درخواست كمك مالي كرد. 


پيگيري ها مشخص كرد كه هر ساله فرمانداري پلدختر به بهانه هاي مختلف از جمله كمك به ورزش همگاني، برگزاري مسابقه و... خواستار كمك نقدي به فرمانداري است.


برخي از مديران خصوصي و مغازه داران ضمن انتقاد از اين شكل درخواست، اظهار داشتند كه كاملا آماده كمك به برگزاري مراسم سالگرد امام خميني هستند ولي اين نحوه درخواست كردن مناسب شان و منزلت امام نيست.


گزارش ما حاكي از آن است كه در اين نامه ها كه به تمامي ادارات دولتي، شركت ها، نهادها و مغازه داران ارسال شده است درخواست مبالغ يك ميليون تا سه ميليون تومان شده است و بدون اعلام شماره حسابي براي واريز اين مبالغ درخواست شده است كمك ها به صورت نقدي و به يك فرد خاصي در فرمانداري تحويل داده شود.

 

برگرفته از روزنامه كيهان

  

 

نجات 1800 هکتار از اراضی ملی پلدختر از چنگ متصرفین

بهمن رشنو در گفتگو با خبرنگار مهر در شهرستان پلدختر اظهار داشت: میزان یک هزار و 886 هکتار از اراضی ملی که توسط متعرضین، تصرف شده بود با مساعدت و حمایت مراجع قضایی و یگان انتظامی شهرستان پلدختر رفع تصرف و خلع ید شد.

وی ادامه داد: همچنین با تلاشهای انجام شده طی سال گذشته سند 10 هزار هکتار از اراضی منابع ملی به نام دولت زده شد.

رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان پلدختر یادآور شد: تاکنون بیش از 95 درصد از اراضی منابع ملی این شهرستان دارای سند به نام دولت هستند.

رشنو در ادامه به عملکرد واحد حقوقی این اداره اشاره کرد و گفت: در حال حاضر 30 پرونده در محاکم قضایی شهرستان به منظور پیگیری اعتراض اشخاص حقیقی نسبت به آراء کمیسیون ماده واحده تحت رسیدگی است.

 

وی همچنین درباره برخورد با تخریب کنندگان جنگلها و مراتع نیز گفت: بیش از 50 پرونده در سال گذشته در محاکم قضایی شهرستان پلدختر در راستای تقاضای اعمال کیفر برای متهمین و مرتکبین قطع اشجار جنگلی، تصرف عدوانی و نیز مرتکبین قاچاق محصولات جنگلی تحت تعقیب و رسیدگی قرار گرفته و منجر به صدور رأی شده است.

رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان پلدختر به فعالیتهای انجام شده در زمینه احیای جنگلها و مراتع این شهرستان اشاره کرد و گفت: طی سال گذشته غنی سازی جنگل با بذور جنگلی به میزان 30 هکتار در منطقه با اعتباری بالغ بر 30 میلیون ریال انجام شده است.

رشنو غنی سازی جنگل با نهال بلوط و بنه به میزان 30 هکتار، توزیع نهال اکالیپتوس، کاج و سرو به تعداد 5 هزار اصله برای توسعه فضای سبز در سطح شهرستان و روستاها، کاشت یک هزار اصله نهال در محدوده پارک ولی عصر(عج) پلدختر و توزیع هشت هزار اصله نهال صنوبر برای توسعه زراعت چوب را از دیگر اقدامات صورت گرفته در این زمینه برشمرد.

وی یادآور شد: همچنین به منظور حفظ و حراست از اراضی منابع ملی حاشیه شهر پلدختر کمربند حفاظتی به میزان 3 کیلومتر با اعتباری بالغ بر 60 میلیون ریال احداث شد.

 

وی یادآور شد: همچنین به منظور حفظ و حراست از اراضی منابع ملی حاشیه شهر پلدختر کمربند حفاظتی به میزان 3 کیلومتر با اعتباری بالغ بر 60 میلیون ریال احداث شد.

رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان پلدختر با اشاره به برخورد جدی یگان حفاظت این اداره با تخریب کنندگان جنگلهای پلدختر، عنوان کرد: در سال گذشته 210 مورد گشت حفاظتی برای حفاظت از جنگلها و مراتع شهرستان انجام شده است.

رشنو از انجام 65 مورد گشت پاسگاه ویژه برای جلوگیری از تخریب مراتع خبر داد و بیان داشت: همچنین در سال 89 بیش از 12 نفر متخلف و متجاوز به عرصه های منابع طبیعی بازداشت و روانه زندان شده اند.

وی از توقیف 25 مورد وسایل نقلیه توسط پاسگاه ویژه که به صورت غیرقانونی اقدام به قاچاق محصولات جنگلی می کردند، خبر داد و یادآور شد: همچنین در راستای حراست از منابع طبیعی پلدختر دو پاسگاه سیار و گشت حفاظتی در منطقه آبسرد و آزادراه خرم آباد - پل زال راه اندازی شد.

 

 

 

بهمن جون عزیزم ، اگه گفتی خلع ید یعنی چی؟

الف) قطع کردن انگشتان دست

ب) قطع کردن دست تا ارنج

ج) قطع کردن پای کشاورزان

د)  همه موارد صحیح می باشد

صدای بالاگریوه امیدوار است که  اداره منابع طبیعی به جای کاشت نهال ،  آب تالاب ها را

خشک نکند

 

 

راه آهن لرستان به كجا مي رود؟

با آمدن دکتر احمدی نژاد به استان لرستان،شاهد تصویب مصوبات ارزشمندی بودیم.

یکی ازاین طرح ها که در کنار این مصوبات قرارگرفت و باعث خشنودی مردم خرم آباد ،شهرستان کوهدشت و پلدختر شد،خط مسیر راه آهن درود – خرم آباد – کوهدشت -پلدختر به اندیمشک بود که

پس از مدتی در تصمیم گیری مسوولان امر،تغییر مسیر داد و با عنوان راه آهن درود – اندیمشک به

تصویب رسید.

اما با پی گیری های شاهرخی قبادی، نماینده ی مردم کوهدشت،دوباره این پروژه ی بزرگ به این نتیجه

 رسید که از مسیر درود-خرم آباد – کوهدشت -پلدختر -اندیمشک عبور کند.

این طرح هم اکنون جزو مصوبات دولت قرار گرفته است و با این وجود چشم انداز قابل توجهی را برای شهرها و مناطق این مسیر به دنبال خواهد داشت.

گفت و گوی اختصاصی حاج آقا قبادی با خبرنگار ندای زاگرسی

- روشن شدن راه آهن لرستان،مصوبه ی موجود و شایعات ِ شد و نشدی که این روزها ورد زبان همه به ویژه مردم شهرستان کوهدشت است؟

:همان گونه که  بارها نیزگفته شد،یکی از مصوبات خوب دولت در لرستان، احداث راه آهن درود –

اندیمشک بود که خوشبختانه با رایزنی ها و حلسات مکرری که انجام گرفت،این قول مساعد داه شد که

این مصوبه به این شکل که مورد مطالبه ی مردم شهرستان خرم آباد وکوهدشت است،اصلاح بشود و به

عنوان احداث راه آهن درود – خرم آباد – کوهدشت پلدختر – اندیمشک ابلاغ شود که اینکاربه حول

قوه ی الهی ،انجام شد .

ناگفته نماند فی الحال نسخه ای از این مصوبه ی اصلاح شده در استانداری لرستان و

فرمانداری کوهدشت موجود است.

 

به گزارش سایت صدای بالاگریوه مسیر های جدید راه آهن درود - اندیمشک به شرح ذیل اعلام شد:

۱- درود- بروجرد - الیگودرز - ازنا -  خرم اباد - اندیمشک

۲- درود - ازنا - خرم اباد- کوهدشت - پلدختر - اندیمشک

۳- درود- نور آباد - الشتر - کوهدشت - خرم اباد- اندیمشک

۴- درود - خرم اباد - کوهدشت - ایلام - دره شهر- پلدختر - اندیمشک

۵- درود- الیگودرز- ازنا- ملایر - نهاوند- الشتر- کوهدشت- ایلام - دره شهر- اندیمشک

 

به گزارش سایت بالاگریوه ، با توجه به اينكه درخواست كرمانشاهي هاي عزيز دير به دستمان

 رسيد آنها به حكم كميته انضباطي از ادامه مسابقه محروم شدند و كليه بازي هاي آنها با

حريفان با نتيجه سه بر صفر به نفع حريفانشان اعلام شد.

 

 

دموکراسی

وقتی لرهای بختیاری در عصر مشروطه و دموکراسی حماسه­ای آنچنان آفریدند خود را جز لر بختیاری معرفی نکردند و کابینه­شان جز به «کابینه لری» نامور نشد. اما فراموش نکنید که با این همه حیله و تدبیر و ظلم و تسخیر نه از صلابت زردکوه چیزی کم می شود و نه از سخاوت اشترانکوه، نه از شهامت پلنگ لرستان چیزی می‌کاهد و نه از زلالی سیمره و سرفرازی دنا! ما نه آن آتشیم که تا ابد زیر خاکستر خموشی گیریم و نه آن گنج که همیشه در کنج ویرانه سکنی گزینیم ما فرزند سرزمینی هستیم که نماد حماسه آن( پلنگ) است

 

نام لرستان، نماد هویت و هستی ما

روزی روزگاری مردمی بودند و نامی داشتند، نام خویش مقدس و عزیز می‌دانستند، بدان می‌بالیدند و تلاش آنها این بود که هرجا فضلی و هنری از ایشان صادر می‌شود جز بدین نام نامور مباد.

همین بود که اجازه ندادند اتابکان لر بزرگ و لر کوچک نامی دیگر گیرند، برخی منابع کوشیدند نام ایشان را مثل همه سلسله­های پادشاهی منطقه از روی طایفه و خاندانی برگزینند (چه لر بزرگ از هزارسفیان بود و لر کوچک از آل خورشید) اما نتوانستند، تا «لر» تقریبا تنها نام قومیتی ایرانی باشد که نام آن بر قدرتی سیاسی و دولتی نهاده شده است، این نه در میان سلسله­های ترک سابقه داشت و نه در سلسله های کُرد و پارس و گیلک و.. این اقوام همواره نام دولت خود را از دل طایفه‌ای بر می‌گزیدند نه تمامیت قومیت خویش، این لرها بودند که حکومت منطقه­ای خود را به نامی جز لر نامور نکردند.

 پس از دوره اتابکان که نزدیک به نیم هزاره طول کشید باز حاضر نشدند که سلسله کم قدرت­تر ولایت خویش را به صفتی جز «لرستان» مزین کنند و این شد که مابقی تاریخ لرستان تا روزگار معاصر زیر بیرق «والیان لرستان» بود گرچه می‌توانست با نام و نشان طایفه­ای هم مأنوس شود اما نشد و اگر بود کلمه «فیلی» فقط صفتی زاید بر لرستان بود تا از مابقی اراضی لرنشین مشخص شود.

 هرچند مستبدان و غاصبان صفوی و افشاری و مخصوصا قاجاری چشم دیدن بزرگی و حشمت و یکپارچگی لر بزرگ را نداشتند و آنرا تجزیه کردند اما لر بختیاری و لر کهگیلویه هیچگاه از پیشوند لری خود دست نکشیدند.

همین بود که ادیبان و درویشان برخواسته از این دیار هیچکدام به صفتی غیر از لر و لره و لرستانی راضی نشدند از بابالره لرستانی (زهی سعادتا که نام لر دوبار در نامت تکرار شود) تا شاه‌خوشین لرستانی، تا خان‌الماس لرستانی تا طاهرهلره و فاطمه‌لره، و ده‌ها کس دیگر اگر لقب لر و لرستانی نداشتند الآن در این وانفسا به سادگی از سوی بدخواهان این آب و خاک نادیده گرفته شده بودند و تعلق ایشان از سرزمین لرستان و قومیت لر دریغ می‌شد!

کسی نتوانسته آثار باستانی لرستان را جز با نام «مفرغ لرستان» عرضه کند ورنه می‌شد آن را به نام غاری یا محوطه‌ای باستانی یا سلسله‌ای باستانی (مثل کاسیت و عیلام و..) هم معرفی کرد.

همین نام نامی لر و لرستان است که در سخن بزرگی چون مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) همپای عراق و شام ارج دارد و به ذهن متبادر می‌شود که الان این دو نامجا خود نام چند کشورند همچون کویت و عراق و فلسطین و لبنان و سوریه:

 گر شام و اگر عراق و گر لورستان    روشن شده زان چهره چون نورستان

با منکر و با نکیر همدستی کن            تا دست زنان رقص کند گورستان    

                                 (کلیات شمس تبریزی، رباعیات)

   و سعدی نکوئی وی را ستود:

   هرچند که هست عالم از خوبان پر         شیرازی و کازرونی و دشت و لر..     

 باز وقتی لرهای بختیاری در عصر مشروطه و دموکراسی حماسه­ای آنچنان آفریدند خود را جز لر بختیاری معرفی نکردند و کابینه­شان جز به «کابینه لری» نامور نشد.

 اما اینک قضای روزگار بین که بدخواهان (و گاه نمک نشناسان و قدرمدانانی از فرزندان همین سرزمین) چگونه تلاش می‌کنند هرجا نامی از لر و لرستان هست تضعیف شود و هرکدام به داعیه­ای تا به خواسته­های پلید و نامشروع  خویش دست یابند.

نام شرکت «داروسازی لرستان» را به «اکسیر» تغییر دادند و کوشیدند نام تجاری شیشه لرستان (لرکروک) را دگرگون کنند، ماکارونی «سی لُر» را با نام بی‌معنا و مسخره سی لَر می­خوانند و از این همه بی‌مغزی و قباحت و خودباختگی خویش شرمنده هم نمی­شوند.

 و امروز می­بینیم آب خدادادی سرزمین ما را به کام خویش می­برند و حتی آنرا به نام شهری در چند استان آنسوتر در دل کویری که حتی در خواب هم یک «رود» ندیده است می‌خوانند تا نام آن شهر همنشین رود شود و نام «لرستان» و «الیگودرز» بیش از پیش یادآور محرومیت و عقب نگهداشته­شدگی و خشکی و خشکسالی عجین باشد و نه با رود و آب و آبادانی.

 امروز ما شاهد آن هستیم که برخی گرایش‌ها و مخصوصا در دستگاه‌های فرهنگی دولتی بر آن هستند با ساختن و پروراندن هویت‌هایی چون قوم بختیاری، قوم لک، قوم ممسنی و قوم کهگیلویه و امثال آن تلاشی در متلاشی کردن نام لر داشته باشند.

هرکس منکر این سخن است فقط به متن سخنرانی مسافران دولتی به این سرزمین‌ها بنگرد آنگاه متوجه می­شود فلان مسئول وقتی به لرستان جنوبی (استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان ممسنی) سفر می­کند با چه درایت و دقتی مواظب کلام خویش است که این مردم را به نام قومیت­شان نخواند تا مبادا لر بودن شان را تبلیغ کرده باشد بلکه مدام ایشان را «قوم کهگیلویه»، «مردم ممسنی» و معمولا «عشایر غیور» می­خواند و گمان می­کند با این حربه فرزنداد دهدشت و یاسوج و نورآباد فراموش می­کنند لر بوده و هستند.

 باز فراموش نکرده­ایم و نخواهیم کرد ریاست مجلس هفتم (که اتفاقا چهره­ای فرهنگ­مدار هم دارند و اخیرا ماندگار هم شدند) در قضیه توهین یک نشریه کذایی به نام و واژه «لُر» در توضیحات خود حتی حاضر نشد این کلمه را به زبان هم بیاورد و مدام می­گفت «توهین به عشایر»! حال آنکه به خود کلمه لر اهانت شده بود.

 چه عاجزانه امروز می­کوشیم فضائی به وجود بیاوریم که اگر باز هوس قیمه قیمه کردن هویت ما را کردند نام آن را بگذارند «لرستان شرقی» و خیال‌مان دست کم از این بابت راحت باشد که با نام‌های بی‌هویت و بیگانه‌ای همچون «استان زاگرس» و «بوستان» و «پارسیان» بیش از پیش مسخ‌مان نمی­کنند.

 بگذارید باز در قضیه «رود الیگودرز» یا «لُررود» (همین قمرود جعلی!) کسی به صدای اعتراض اهل قلم و بلاگ نویسان ما و حتی نماینده مردم خرم آباد  و نیز محلی از اعراب ننهد و حق حلال شیرمادری‌مان را در حد یک نامگذاری از ما دریغ شود، باز نشریات محلی استان خودمان به جای رساندن اعتراض‌مان مسایل مربوط به آمریکا و فلسطین را تیتر یک کنند (و نمی‌دانم چرا به آنها با این‌همه اندیشه­های روشنفکرانه و باز و جهانی نشریات محلی! لرستان می­گویند و از بودجه این استان می­خورند).

 اما فراموش نکنید که با این همه حیله و تدبیر و ظلم و تسخیر نه از صلابت زردکوه چیزی کم می شود و نه از سخاوت اشترانکوه، نه از شهامت پلنگ لرستان چیزی می‌کاهد و نه از زلالی سیمره و سرفرازی دنا! ما نه آن آتشیم که تا ابد زیر خاکستر خموشی گیریم و نه آن گنج که همیشه در کنج ویرانه سکنی گزینیم ما فرزند سرزمینی هستیم که نماد حماسه آن «پلنگ» است

کل دنیان وم بئی قدر هزارئ       ندئم ده لرسو یه بلگ دارئ

      خوشین الس خوشین الس         هئ کَر یافته کوی بیاو وا نفس

ژه الوار کوه.. حق پیدا میو

 

نگاهی به حضور چهره های معروف مذهبی در شهرستان پلدختر

به گواهی تاریخ شهرستان پلدختر از جمله شهرهای مذهبی ایران میباشد . این شهر در زمان جنگ تحمیلی بارها مورد حمله هوایی نیروهای بعثی صدام قرار گرفت . از لحاظ ولایتمداری این شهر جزء اولین شهر های ایران می باشد که پشت سر ولایت و رهبری در مقابل دشمنان ایستادگی کردند به همین خاطر بود که اسم هویزه ثانی به این شهر گذاشتند .

در بعد از جنگ تحمیلی تاکنون از لحاظ مذهبی  متاسفانه نگاه قابل توجهی به این شهر نشده است

از اینها بگذریم چند است که شهرستان پلدختر پذیرای حضور گرم چند تن از مبلغان دینی در شهرستان است که این امر واقعا شایسته تقدیر است . حضور ادیب یزدی و حاج آقا دانشمند مطمینا می تواند بستر های فرهنگی را در شهرستان بالا ببرد و ما باید از جلسات این عزیزان کمال بهره را ببریم .

 

سایت صدای بالاگریوه ضمن تقدیر از این عمل شایسته امیدوار است که از این به بعد شاهد حضور بیشتر علمای سرشناس دینی در شهرستان باشد . چون ما معتقدیم که حضور این بزرگواران در توسعه بیشتر شهر کمک شایان میکند .

 

شایان ذکر است که به مناسبت روز ولادت حضرت زهرا و روز مادر مراسم جشنی در حسینیه قمر بنی هاشم در شهرستان پلدختر با حضور حجه الاسلام دانشمند از خطبای معروف ایران و مداحی برادر حاجیان در تاریخ سوم تا پنجم خرداد برگزار میشود

 

 

متاسفانه عده ای میخواهند این مراسم را نوعی تبلیغات انتخابات بر علیه جریان سادات قلمداد کنند اما سایت صدای بالاگریوه ضمن حمایت از حضور جناب آقای دانشمند در پلدختر ، حضور ایشان را فرصتی میداند برای توسعه  و نشر احادث دینی .

جواب صدای بالاگریوه به این جریان این است که اگه شما هم توان دارید و واقعا در پی نشر و توسعه دین اسلام هستید چرا از این افراد دعوت به عمل نمی آورید